محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1336
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
اكنون به بايندريورتى مشهور ، در نواحى سهند مقامى دلپسند است كه مرغزار بديع و كوهسار رفيعش از خضرت طلل و رفعت قلل با گلشن خضراى چرخ و جنّت علياى خلد برابر است ، و از تارك گردون پير ، و طارم برجيس و تير فراتر . شعابش لالهزار است و سحابش ژالهبار ، نسيمش عطربيز و زمينش مشكخيز . هنگام تموز كه از تاب سورت هوا و شدّت گرما در ساير اماكن به راحت ساكن نشايد بود ، رودهاى ژرف از كوههاى برف روان دارد كه آب زلالش چون شهد وصال روان آرد . و بالجمله در عهد دولت مغول فضاى اين يورت مقام اين ايل بوده در آن جنّت عدن نشو و نما مىنمودهاند ، تا به صروف ايّام در حدود قراباغ و نخجوان منتشر گشته روزگارى دراز است كه در ملك بردع يورت و مربع گرفتهاند ، و بعضى جانب مرز گرّوس رفته بالفعل در آن سرزمين ساكن قرا ، و رباعاند و مالك عقار و ضياع . و در ذكر فخر اين قوم و شرح مدح اين ايل همين بس باشد كه فاضل عهد ، فاضل خان و خواجهء خلدمكان محمّد على بيگ ، از ايشان برخاسته يكى در عهد خاقان مغفور ( آقا محمّد شاه ) منصب كلانترى داشت ، و اين يك اينك در حضرت خديوجهان پايهء قرب و رتبهء اختصاصى دارد كه محسود دور و زمان و مغبوط اوج آسمانست . دويّم ، پچنه « 3 » ، كه اسم و رسمى ازو در ممالك ايران نيست و در تاريخ مغول نيز نامى از خيل و سپاه و ايل و الوس او به نظر نيامد . همينقدر از جامع التواريخ مستفاد گرديد كه اين لقب بر كسى نهند كه ساعى در مهمّات امور باشد و انجام مهام نزديك و دور دهد . انتهى . اينست آنقدريكه از كتاب شمايل خاقان ديده شده و عقيدهء بعضى اينست كه اين كتاب را مرحوم قايم مقام به اختتام و انجام نرسانيده است . ميرزا صادق وقايعنگار مروى از اعاظم نويسندگان عهد خاقان خلدآشيان ( فتحعلى شاه ) طاب ثراب در تاريخ جهانآرا گويد : جماعت اتراك عموما و سلسلهء سلاطين و خوانين تركستان خصوصا منسوب
--> ( 3 ) . جامع التواريخ جلد 1 چاپ فرهنگستان علوم اتحاد شوروى ص 122 : بيچنه يعنى نيكو سعى كند . و چاپ دكتر كريمى ص 41 بجنه يعنى نيكو سعى كند و جد نمايد .